نوع مقاله : وِیژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
زن ایرانی در جنگ تحمیلی سوم تبلوری از تمدن اسلامی
چکیده تفصیلی
بیان مسئله: پس از افول نظم دوقطبی و تثبیت هژمونی غرب در قالب یک نظم تکقطبی، انقلاب اسلامی ایران به عنوان تنها رویاروییِ تمدنی مستضعفان با نظام سلطه ظهور کرد. در طول دهههای اخیر، استعمار نوین با استفاده از رسانهها و ابزارهای جنگی، سعی در استیلا بر منابع و فرهنگ شرق داشته است. امروزه در بستر جنگ تحمیلی سوم(نبرد رمضان)، جامعهی ایران درحال عرضهی الگوی نوینی از تعامل مردم و حاکمیت است که با الگوهای رایج جهانی تفاوت بنیادین دارد. در این نبرد نابرابر، زن ایرانی نه تنها به عنوان یک شهروند عادی، بلکه به عنوان پیشرانِ نهضت و معمارِ ایرانِ جدید، الگوی جدیدی از زیست مؤمنانه را به جهانیان معرفی کرده است. مسئلهی اصلی این پژوهش آن است که چگونه عاملیت اجتماعی زنان در عرصهی نزاع تمدنیِ کنونی، به مثابهی تبلوری از الگوی سوم زن، مسیر تمدنیِ جدیدی را گشوده است؟ بررسی این نقشآفرینی از آن رو اهمیت دارد که الگوی زن مسلمان ایرانی، نقطه مقابلِ کلیشههای استعماری غرب است.
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین جایگاه و نقش راهبردی زنان در فرآیند جامعهسازی و تمدنسازی اسلامی در بستر جنگهای نوین است. این نوشتار در پی آن است تا با بازخوانی کنشگری زنان در صحنههای جهادی، خیابانی و رسانهای، نشان دهد چگونه آنان طرح تمدنی اسلام را از یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت میدانی بدل کردهاند. همچنین، این پژوهش قصد دارد هویت زن تراز انقلاب اسلامی را در مواجهه با سلطهی رسانهای غرب نمایان ساخته و چگونگی تأثیرگذاری آنان بر ثبات قدمِ جامعه و تربیت نسلی مقاوم را تحلیل نماید.
روش تحقیق: این پژوهش با روش کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمانِ رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و مشاهدهی تحلیلی میدانی از نقشآفرینی زنان در حوادث اخیر انجام شده است. پژوهشگر با نگاهی تمدنی و انضمامی به جنگ رمضان، رفتارهای جمعی و کنشهای فردی بانوان را در ساحتهای چهارگانه (صبر و مقاومت، زندگی در خیابان، افسری جنگ نرم و تربیت نسلی) واکاوی کرده است. در این راستا، با تکیه بر اسناد موجود و شواهد میدانی، تلاش شده تا الگوهای رفتاری زن ایرانی در شرایط بحرانی، به عنوان یک مدل تمدنیِ کارآمد استخراج شود.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که زن ایرانی در جنگ تحمیلی سوم، با تلفیق کار ویژههای سنتی (مادری و خانه داری) و کارویژههای مدرن (کنشگری اجتماعی و سیاسی)، سبک نوینی از مبارزه را در برابر نظام سلطه عرضه کرده است که در محورهای زیر قابل تبیین است:
صبر و استقامت: زن ایرانی با اتکا به روح توحیدی، به شاهرگ تزریق سکینه و آرامش به جامعه تبدیل شده است. این تابآوری مبتنی بر ایمان، پروژهی دشمن برای ایجاد هراس، بیثباتی اجتماعی و گریز از مرگ را با شکست مواجه کرده است.
زندگی در خیابان: خیابان در جنگ تحمیلی سوم نه تنها عرصهی دفاع، بلکه سنگری برای ترویج سبک زندگی اسلامی است. حضور مداوم زنان در موکبها، تجمعات و ایجاد زنجیرههای انسانی برای حفاظت از زیرساختها، نشاندهندهی عاملیت اجتماعی فعال و خستگیناپذیر آنان است.
افسری جنگ نرم: زنِ امروزِ ایران، برخلاف کلیشههای رایج غربی که او را به حوزهی خصوصی محدود میکنند، کنشگری سیاسی است که با برخورداری از تحلیل کلان، به جهاد تبیین پرداخته و روایتهای تحریفشدهی دشمن را در فضای مجازی و حقیقی خنثی میکند.گفتمانسازی و تربیت نسلی: با انتقال مفاهیم ایثار به نسلهای آینده، زنان نه تنها سرزمینداری را در امتداد خانهداری تعریف کردهاند، بلکه پیوند قلبی عمیقی میان جامعه و فرماندهان نظامی ایجاد کردهاند که بازتاب جهانی داشته است.
نتیجه: نتیجهی نهایی آن است که کنشگریِ چندبُعدیِ زن ایرانی در جنگ تحمیلی سوم، تبلورِ عینیِ بلوغ سیاسی و اجتماعی در طرح کلان تمدن اسلامی است. این الگوی مبارزه، تفاوت ماهویِ(تمدن مبتنی بر وحی) را در برابر (تمدن مبتنی بر خشونتِ سازمانیافتهی غرب) به اثبات رسانده است. حضور زنِ پیشران در این نبرد، نه تنها باعث ثباتِ قدمِ جامعه شده، بلکه نشان میدهد که زن مسلمان، معمارِ اصلیِ ایرانِ جدید است. روایت درست و کاملِ این حضور، میتواند الگوی پیشرفتِ تمدن اسلامی را به دنیا بازشناساند و هویت زن را به عنوان رکنی تمدنساز تثبیت نماید.
زن ایرانی در جنگ تحمیلی سوم تبلوری از تمدن اسلامی
مقدمه
پس از دوران مدرن، که تئوریهای قدرت درغرب بهگونهای دیگر شکل گرفت، بشر غربی با تکیه بر اریکهی قدرت بدون خدا، آهنگ شرق نمود و در هر دورهای حملات خود را به گونهای جدید، بروزرسانی کرد. استشراق، استعمار، جنگ، معاهدات بین المللی و رسانههای ارتباط جمعی همه گونههای مختلفی برای به بند کشیدن مردمان با فرهنگ و اصیل شرق و سلطه بر آنان و غارت و چپاول تمام ثروتها و منابعشان بود. پس از جنگ دوم بینالملل، ایالات متحده آمریکا دست برتری یافت و پس از فروپاشی شوروی، ایده جهان تک قطبی شکل گرفت. تا آنکه انقلاب اسلامی واقع شد و قدرت مستضعفین عالم به رهبری امام خمینی (ره) سر برافراشت و ایران اسلامی که پیش از آن ژاندارم منطقه برای آمریکاییها بود، حالا به دشمن شماره یک او تبدیل شد. حال در چنین معرکهی نابرابری و در این پیشی قدرت بر ابرقدرت دنیا زن ایرانی عنوان پیشران نهضت را از سوی امام امت یافت. بررسی نمونه های متعدد فعالیتها و نقش آفرینی بانوان در همهی حوادث و برهههای گوناگون نظام اسلامی، گواه روشنی بر میدان داری بانوان در جامعهی ما می باشد که جنگ تحمیلی دوم و سوم نیز ادامهی آنها بوده است. با این تفاوت که درجنگ اخیر، بدلیل آنکه خط مقدم دشمن در داخل شهرهای ما قرارگرفت و میدان کنش به داخل خیابانهای ما راه یافت زنان نیز نقش محوریتری یافتند و همهی آحاد جامعه شدند سربازان خط مقدم نبرد.
بررسی گونههای مختلف اثرگذاری و عاملیت زنان در جنگ تحمیلی سوم میتواند ما را به الگوی روشنتری از بانوی تراز انقلاب اسلامی رساندکه در ادبیات گفتمان ساز رهبر شهیدمان با عنوان الگوی سوم تعبیر شده است. ضمن آنکه در مقیاس تمدنی نیزمیتوان ابعاد مهمتری از این الگو را بازشناساند و در معرفی نگاه اسلام به زن در دنیا مورد استفاده و استناد قرار داد. چرا که در این برهه نیز مانند سیر کلی حرکت انقلاب اسلامی، حرکت بانوان موجب حرکت عمومی جامعه و ثبات قدم آن شده است و بانوان محور مقاومت از غزه و لبنان تا ایران در تکمیل این الگو و ترسیم شمایل آن نقش داشتهاند. بنابراین، بایستی کلان روایتی از پیشرانی زن انقلاب اسلامی و مقاومت ارائه گردد.
درموضوع الگوی سوم، پژوهشگران متعددی با واکاوی سخنان رهبر شهید در موضوع زن و خانواده، به بررسی شاخصه های الگوی سوم و بیان ویژگیها و تعریف آن پرداختهاند؛ کتاب راه سوم (الگوی مترقی زن در منظومه فکری مقام معظم رهبری) و الگوی سوم (الگوی رفتاری زن در خانواده و جامعه)، از این دستهاند. نوشتارحاضر، در نظر دارد این موضوع را با نگاه تمدنی و جامعه سازانه بررسی نماید و با نگاه انضمامی به جنگ رمضان، بهطور عینیتر عاملیت اجتماعی زن را در میانهی میدان جهاد یعنی خیابان و درون اجتماعات بزرگ شهری واکاوی مینماید. به این منظور، تحلیل مختصری از این نبرد به عنوان یک نزاع تمدنی ضروری است.
ابعاد نقشآفرینی زن ایرانی
نبرد رمضان را باید در نگاهی عیمقتر، از یک جنگ معمولی یا رویارویی سادهی دو جبههی مقابل هم، فراتر دانست؛ زیرا مردم دنیا در راستای پیگیری اخبار جنگ و تحولات منطقه ناخودآگاه در حال آشنایی با سبک زندگی جامعهی شیعی و نظارهگر نحوهی مواجههی مردم ایران و محور مقاومت با مقولهای بهنام جنگ هستند. نوع تعامل مردم با حاکمیت و در رأس آن رهبری نظام و صحنهی خیابانهای ما عرصهی نمایش سبک جدیدی از کنش اجتماعی امت اسلامی و جامعه سازی است. سبکی که هویت امت واحدهی اسلام را نشان میدهد و یک همه پرسی عمومی و میدانی را رقم زده که خلق صحنههای زیبایی از جلوههای ایثار و شهادت که مصادیق متعدد آن در عینیت جامعه مشهود است، باعث یک رونمایی بزرگ از سبک زندگی، جامعهسازی و ساختار سیاسی اجتماعی جامعهی شیعیان و در یک کلام تمدن اسلامی شده است. که در آن مردم بهجای فرار و پناهندگی به دیگر کشورها، خیابان را تبدیل به معرکه نبرد کردهاند و زیر بمباران دشمن، پیام جهاد و شهادت در شعارهایشان برای دنیا مخابره میشود. بانوان نیز علاوه بر حضور حداکثری در میادین و خیابانهای شهر، حتی زیر بمباران دشمن و موج انفجار، رژهی نظامی هم میروند و دست به اسلحه میشوند و عامل مهمی در تابآوری اجتماعی هستند.
از دیرباز غنای تعالیم و سبک زندگی متعالی اسلام، همیشه مهمترین عامل غلبهی فرهنگی بوده و آشنایی ملتها با منش و سبک زندگی مسلمانان، زمینهی پذیرش آیین و فرهنگ اسلام را فراهم میکرده است. نمونهی بارز این امر در رشد اسلام در چین پدیدار است که سبب وحشت و حیرت شرق شناس مشهور، گوستاولوبون می شود(گوستاولوبون، 1318: 405). به خلاف غرب که به اذعان خود غربیها، فاتح دنیا شد، نه بهدلیل برتری عقاید و ارزشها بلکه بر اساس برتری خشونتهای سازمان یافته (هانتینگتون ،1380: 50) یعنی قدرت یافتن نظام سلطه و سرمایه داری غرب بدلیل خشونت عریان و تکیه زدن به تئوریهای قدرت شیطانی بوده است نه سبک زندگی و تمدن و فرهنگ برتر.
سبک زندگی ازجمله مؤلفههای اصلی تمدن است و اهمیت آن بهقدری است که بسیاری از تمدن پژوهان، اساساً تمدن را به سبک زندگی تعریف میکنند. رهبر شهیدمان سبک زندگی را بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی دانستهاند (امام خامنهای، دیدار جوانان استان خراسان شمالی، 27/ 7/ 1391). در این بین، زنان اصلیترین عنصر سازندهی سبک زندگی هستند و در تعیین مدل زیستن و آداب و رسوم و چگونه رفتار کردن یک خانواده، قوم یا جامعه، سهم بسزایی دارند؛ چرا که زن است که راهبرنده، تنظیمکننده و جهتدهنده حرکت خانواده در سبک و مدل زندگی است (جلو و بهادر، ۱۳۹۹: ۱). به همین دلیل، زنان در بسیاری از تحولات بنیادین اجتماعی نقش محوری دارند. جایگاه زن در فرهنگ اسلامی برای زن غربی مانند یک قصهی شورانگیز جذاب است. قوانین اسلامی مسئولیت تأمین مخارج زندگی را بر دوش شوهر نهاده است (جلو و بهادر، ۱۳۹۹: ۷). همچنین، یکی از وظایف اساسی زن، عفت و حفظ خویش در مقابل افراد نامحرم است که خانواده را به سوی صمیمیت و عشق سوق میدهد (جلو و بهادر، ۱۳۹۹: ۱۳). مشاهدهی دورادور این نقشها، جایگاه زن در خانواده و جامعهی اسلامی را به دنیا نشان میدهد. و حالا وضعیت جنگی او را با همین نقش محوری، در جبههی جدیدی اثرگذار کرده است. به عبارت دیگر، حرکتهای تحول ساز بانوان در جریان انقلاب اسلامی و پس از آن مرحله به مرحله تصویر الگوی سوم را تکمیل کرده و روند رو به رشد جامعه را در بر داشته است تا امروز که در این مرحلهی تاریخی، بعثت مردم، در نتیجهی بلوغ سیاسی و اجتماعی بهظهور پرسیده است. از این روی، امام خامنهای شهید در سخنان خود، از زنان به عنوان معماران ایران جدید تعبیر کردهاند. هنگامی که در مقیاس تمدنی به فعالیتها و کنشگری بانوان در جنگ تحمیلی سوم نگاه میشود، گونههای مختلفی از نقش آفرینی زنان را به چشم میخورد که در این مجال به برخی از آنها اشاره میگردد.
1-2. روحیه صبر و مقاومت
پایداری در شرایط جنگی و تزریق روح صبر و تابآوری اجتماعی و فردی از جمله اموری است که از منظر روانشناسان اجتماعی در شرایط بحرانی بسیارخطیر و حساس به نظر میرسد. تبلور روح توحید و ایمان در بانوان جامعهی ما سبب شده که به رغم تحمل سختترین شرایط باز هم پرشور و پر نشاط درمیدان حاضر باشند. اینکه به عنوان مثال مادری در جامعهی ما 8 نفر از اعضای خانواده اش در این جنگ از دست داده ولی پرچم به دوش راهی خیابان است و با عزمی راسخ و سیمایی پرصلابت و صبور سخن میگوید و پشتیبانی اش را ولایت فقیه و نام اسلامی اعلام می دارد، از ظرفیت های مهم این نبرد است. این امر سبب برقراری آرامش در فضای خانه و جامعه میگردد و درکنترل و مدیریت استرس و اضطراب کودکان تأثیر مهمی دارد. به گفتهی پژوهشگران، زنان در سه ساحت شناختی(آگاهی بخشی)، عاطفی(خودباوری و شجاعت) و عملی (کنشی) می توانند نقش فعال و پویا داشته باشند. توانمندی زنان بر اساس مبانی اسلامی، نه تنها تابآوری جامعه را در بحران جنگ افزایش میدهد، بلکه زمینه بازسازی سریعتر پس از جنگ نیز خواهد بود (حسینوند و موسوی، 1404: 8 ).
2-2. زندگی در خیابان
حضور مداوم و مستمر خانوادهها درخیابان مصداق بارز دیگری از تابآوری زنانه است که این روزها به نمایش در آمده است. مشاهدات عینی حاکی از آناست که معمولاً پای ثابت این تجمعات شبانه بانوان هستند و کاملا خستگی ناپذیر فضای خانه و خانواده را آمادهی این مانور خیابانی میکنند. بسیاری از موکبها خانوادگی یا زنانه اداره میشوند و انواع و اقسام خلاقیتها و ظرافتهای زنانه در آنها موج میزند. نقش پرچم بر صورتها زدن ، مهدکودکهای خیابانی پرجاذبه، حتی قرار تمرین درسی و حل اشکال در میادین شهر با دانش آموزان گذاشتند. افزون بر آن، در زنجیرههای انسانی در برابر تهدید دشمن جهت تخریب پلها و زیرساختها نیز حضور زنان بیش از مردان است.
3-2. افسری جنگ نرم
یکی از کارویژههای زنان در شرایط جنگی، ارائهی تحلیلهای سیاسی و اجتماعی درگفتگوهای خیابانی و ارتباطات اجتماعی و خانوادگی است. زن ایرانی تحلیلهای خود را از شرایط کشورش دارد و بهخوبی در بارهی آنها رأی و نظر دارد. در حالی که خود آمریکاییها، اذعان کرده بودند که زنان آمریکایی تنها دربارهی چیدمان منزل و خانه و سایل منزلشان نظر دارند. اما در ایران زن خانهدار هم تحلیل سیاسی دارد و بسیاری از شبهات و ابهامات را برطرف میکند. گروههای متعدد مجازی و حضوری بانوان که در این ایام، برای جهاد تبیین راه اندازی شدهاند گواه روشنی بر رشد شخصیتی و هویتی زن ایرانی است. هر چند برای رشد زنان در این عرصه باید راهکارها و برنامه ریزی هایی صورت گیرد که درک تحولات اجتماعی زنان را با چالشهای احتمالی روبرو نگرداند( افروغ، 1404: 10).
4-2.گفتمان سازی و نقش تربیتی
در فرهنـﮓ اسـﻼمی یکی دیگر از ﺑﺰرگتریـﻦ و حسـاسترین نقشهـای زن در خانـواده، ترﺑیت فرزندان اسـت، ﭼراکه فرزنـدان مﻬمتریـﻦ سـالهای تکویـﻦ شـﺨﺼیت خـود را درکنـار مـادر میگذراننـد و ایـﻦ سـالها فرصـت مناسبی ﺑرای کسـﺐ عـادات و رفتارهـای مناسـﺐ از مـادر اسـت . دامـﻦ مـادر اولین مدرسـهای و پایگاه تربیتی اسـت کـه کـودک در آن پـرورش مییاﺑـد. در ایـﻦ مدرسـه کودک هـر آنچه می آمـوزد ﺑرای همیشـه در نـﺰدش میمانـد (امیدی و همکاران، ۱۴۰۲: ۹). این که زنان، سرزمین داری را در ادامهی خانه داری دیدهاند و گفتمان مقاومت و پایداری را در میان فرزندان خود و جامعه نهادینه کردند و نمونههای زیبایی از رجزخوانی کودکان برای دشمن و صحنههای زیبایی از پرچم گردانیها که در فضای مجازی منتشر شد همه گواه تربیت مادران انقلابی جامعهی ما بوده است. از سوی دیگر، برقراری ارتباط قلبی و دوسویه میان فرماندهان نظامی ما در میدان با کودکان و بانوان جامعه باعث خلق صحنه های تماشایی برای دنیا شد. درخواست دختربچهی انقلابی از فرماندهی هوا فضای جمهوری اسلامی برای پرتاب موشک صورتی و پاسخ محبت آمیز ایشان، از اتفاقات ماندگار این جنگ است.
نتیجه گیری
اتفاقات جنگ تحمیلی سوم، کنشگری زنان و تعامل مردم با مسئولین، که در همین نقشهای خرد و ساده بروز میکنند و بخش اندکی از آن ذکر شد در کنار هم یک طرح کلان میسازند. طرحی که در سیرهی سیاسی اجتماعی نبی اکرم و ائمهی معصومین (ع) ریشه دارد و در حرکت تاریخ ساز امام خمینی(ره) تبلور یافت و سپس در اندیشهی امام شهیدمان به بار نشست و گفتمان آن درجامعه شکل گرفت و در این چهل سال شهید امام خامنهای در سخنان و راهبری نظام اسلامی سعی در تربیت نسلی مطابق آن نمودند و ابعاد نظری و عملی آن را روشن کردند و آنطرح تمدنی اسلام است. حضور و عاملیت زنان در این طرح جلوهی جدیدی از جامعهسازی است که در وضعیت جنگی میتوان آن را گونه ی جدید مبارزه نا امید که جامعهی ایران به دنیا عرضه کرده است؛ شجاعت، استقامت، استقلال، ایثار و ...که همه تبلوری از درک مسئولیت در برابر امام جامعه و شناخت جایگاه و نقش خود در جامعهسازی است، که زن ایرانی آن را بهخوبی شناخته است، موضوعات مستقلی برای روایت او هستند که بی شک روایت درست و کامل او می تواند طرح تمدنی اسلام را به دنیا بازشناساند.
منابع و مآخذ