دو فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی  (زن و خانواده)

دو فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی (زن و خانواده)

نقش زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ و فشارهای اجتماعی با تاکید برجنگ رمضان

نوع مقاله : وِیژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
استاد و پژوهشگر، دانشجوی دکتری، رشته تاریخ اسلام، دانشگاه ادیان مذاهب اسلامی؛ سطح سه حوزه، تاریخ اسلام قم ایران
10.22034/men.2026.1003
چکیده
 چکیده  :
درنظام اسلامی، زن با نقش حیاتی در محبت، تربیت و خردورزی، از عوامل اصلی تقویت تاب‌آوری خانواده، به‌ویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، به شمار می‌آید. اهمیت این نقش در مواجهه با فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ رمضان دوچندان می‌شود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که زنان چگونه در شرایط جنگ و بحران، با تکیه بر ارزش‌های دینی و معنوی، می‌توانند در حفظ انسجام و پایداری خانواده نقش‌آفرینی کنند. هدف نوشتار حاضر، تبیین ابعاد مختلف نقش زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ، به‌ویژه جنگ رمضان است. این پژوهش با روش توصیفی_ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که زنان با تکیه بر ولایت‌مداری، تقویت روحیه شهادت‌طلبی، صبر و استقامت، روایتگری و انتقال تجربه‌های جنگ، تربیت نسل آینده و مشارکت اجتماعی، نقش مهمی در تقویت روحیه امید، کاهش اضطراب و ایجاد امنیت روانی در میان اعضای خانواده ایفا می‌کنند و از این طریق به افزایش تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ کمک می‌کنند.
کلیدواژه‌ها

نقش زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ و فشارهای اجتماعی با تأکید برجنگ رمضان

چکیده تفصیلی:

بیان‌مسئله: درنگرش نظام اسلامی، زن نماد محبت، خردورزی، تربیت و پایداری است و جایگاهی فراتر از یک عضو خانوادگی دارد؛ او نقشی بنیادین درشکل‌دهی به هویت، انسجام و تاب‌آوری خانواده ایفا می‌کند. اهمیت این نقش زمانی برجسته‌تر می‌شود که خانواده با شرایط بحرانی مانندجنگ مواجه است؛ وضعیتی که نه‌تنها آزمونی برای توان سازگاری اعضا محسوب می‌شود، بلکه نیازمند ظرفیت‌هایی ویژه در تاب‌آوری، حفظ انسجام، مدیریت هیجانات و هدایت معنوی خانواده است. جنگ، افزون بر پیامدهای نظامی، فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای بر خانواده تحمیل می‌کند و در چنین فضایی، نقش‌آفرینی آگاهانه و هدفمند زنان، ضامن بقای عاطفی و معنوی کانون خانواده خواهد بود. درمتون دینی، به‌ویژه قرآن کریم، واژه‌هایی چون صبر، حلم و استقامت نزدیک‌ترین مفاهیم به تاب‌آوری معرفی شده‌اند و بر اهمیت بردباری فعال، پایداری آگاهانه و حفظ تعادل روانی_معنوی در مواجهه با بحران‌ها تأکید گردیده است.

هدف: این پژوهش بررسی نقش زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ رمضان است. در این چارچوب، تاب‌آوری به معنای توانایی فرد یا خانواده برای مقابله مؤثر با مشکلات، بازسازی تعادل پس از فشارهای محیطی، و تبدیل تهدیدها به فرصت‌هایی برای رشد، تعالی و بازآفرینی معنا تعریف می‌شود. چنین برداشتی از تاب‌آوری، صرفاً به تحمل رنج محدود نمی‌شود؛ بلکه فرآیندی پویا و سازنده است که به تقویت سرمایه‌های درونی خانواده می‌انجامد.

روش تحقیق: پژوهش حاضر با روش توصیفی_تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی، به بررسی نقش چندبعدی زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ و فشارهای اجتماعی، با تأکید ویژه بر جنگ رمضان می‌پردازد.

یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که زنان به عنوان محورعاطفی، تربیتی و معنوی خانواده، مهم‌ترین بازیگران در فرآیند سازگاری با بحران‌های جنگی به شمار می‌آیند. آنان با ایجاد فضایی سرشار از امید، آرامش نسبی، اطمینان‌بخشی و امنیت عاطفی، زمینه عبور سالم‌تر خانواده از شرایط دشوار را فراهم می‌سازند و از گسترش اضطراب و فروپاشی روانی جلوگیری می‌کنند. زنان از طریق تقویت انسجام درونی خانواده، مدیریت هوشمندانه منابع محدود، سامان‌دهی امور روزمره، ایجاد همبستگی عاطفی میان اعضا و ایفای نقش‌های حمایتی چندگانه، به ثبات ساختاری خانواده یاری می‌رسانند.

نتیجه: نتایج نشان می‌دهد که در شرایط جنگ رمضان، زنان نقشی اساسی در تقویت ارزش‌های معنوی همچون صبر، ایثار، توکل، ولایت‌مداری و مسئولیت‌پذیری ایفا کرده‌اند و با اتخاذ راهبردهایی نظیر معنا‌بخشی به رنج‌ها، تبیین فلسفه مقاومت، روایت‌گری هدفمند از وقایع، انتقال تجربه‌های زیسته، کنترل هیجانات و مدیریت اضطراب، توانسته‌اند سطح پایداری و تاب‌آوری خانواده را ارتقاء دهند.همچنین، مشارکت زنان در فعالیت‌های جمعی، فرهنگی و اجتماعی، نقش مؤثری در تقویت سرمایه اجتماعی خانواده و جامعه داشته و به افزایش حس تعلق، همبستگی عمومی، امید جمعی و مشارکت در امور خیر انجامیده است. افزون بر این، نقش تربیتی زنان در پرورش نسلی مقاوم، مؤمن و مسئولیت‌پذیر، از مهم‌ترین ابعاد تاب‌آوری بلندمدت خانواده محسوب می‌شود؛ نسلی که در پرتو الگوی رفتاری مادر، با مفاهیم صبر، ایثار و پایداری آشنا می‌گردد. بر اساس تحلیل این پژوهش، زنان با پیوند دادن ارزش‌های اخلاقی و دینی با شیوه‌های کارآمد مدیریت بحران، نه‌تنها کارکردهای اساسی خانواده را در شرایط جنگ حفظ می‌کنند، بلکه زمینه رشد روانی، تاب‌آوری اجتماعی و پویایی معنوی اعضا را در یکی از پیچیده‌ترین موقعیت‌های اجتماعی فراهم می‌سازند. این مقاله با تبیین ابعاد گوناگون این نقش‌ها، می‌کوشد تصویری روشن و تحلیلی از جایگاه حیاتی زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ، به‌ویژه جنگ رمضان، ارائه دهد.

نقش زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ و فشارهای اجتماعی با تأکید برجنگ رمضان

مقدمه

خانواده، بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، همواره درمعرض پیامدهای بحران‌هایی مانند: جنگ یا بلایای طبیعی قرار دارد. در چنین شرایطی، تاب‌آوری خانواده نقشی تعیین‌کننده در سلامت روانی اعضاء و حفظ کانون خانواده دارد. شناخت عوامل مؤثر بر تاب‌آوری مستلزم توجه به نقش‌های کلیدی اعضای خانواده، به‌ویژه زن است؛ زیرا زنان به دلیل جایگاه محوری در مدیریت خانه، حمایت عاطفی، تربیت فرزندان و پاسداری از ارزش‌های خانوادگی، سهم ویژه‌ای در فرآیند سازگاری با بحران‌ها را دارند. هر چند دنیای غرب این نقش را تضعیف کرده و درمواردی نادیده گرفته است(مصباح یزدی،1391، ج‌5، ص277). به نظر می‌رسد این نقش مؤثر زنان در شرایط کنونی جنگ رمضان نیز کمتر به‌صورت مستقل مورد توجه است. هدف نوشتار حاضر، تبیین ابعاد مختلف نقش زنان در تقویت تاب‌آوری خانواده در شرایط جنگ است و پرسش اصلی آن است که زنان در مواجهه با بحران‌های جنگی چه نقش‌هایی در پایداری خانواده ایفا می‌کنند و این نقش‌ها چگونه به تقویت تاب‌آوری منجر می‌شود.  

الف. نقش‌های زنان در تقویت  تاب‌آوری خانواده

شخصیت و تعدد مسئولیت‌های زن در محیط خانواده، سبب شده تا در مواجهه با ناگواری‌ها، مشکلات و بحران‌ها تاب‌آوری متفاوت تری نسبت به دیگر اعضای خانواده از خود نشان دهد و سبب پایداری و دوام خانواده و اثربخشی آنان در جامعه گردد.

  1. تاب‌آوری در پرتو ولایت‌مداری

دربحبوحه جنگ و فشارهای روانی ناشی از آن، زنان ذیل نگرش ولایت‌مداری، نقش کلیدی در حفظ انسجام و ثبات خانواده ایفا می‌کنند. آن‌ها با مدیریت بحران‌های عاطفی، تأمین نیازهای روحی اعضای خانواده، به ‌مثابه ستون فقرات تاب‌آوری عمل می‌کنند. شناخت جایگاه «ولایت فقیه» به زنان این امکان را می‌دهد که با اتکا به یک چارچوب ارزشی و معنایی مستحکم، از توانایی‌های خود برای مقاومت در شرایط سخت بهره گیرند. حضرت فاطمه ‌(س) برترین الگوی ولایت‌مداری و دفاع از ولایت است. ایشان با دفاع از ولایت، باعث شد غافلین را از خواب غفلت بیدار کند و با این شجاعت، اسوه و الگویی برای تمام بانوان شود (حسینی، ۱۳۸۱: ۳۸). در جنگ رمضان، زنان با تأسی از حضرت فاطمه (س) باید چنین نگرشی به مسئله جنگ داشته باشند تا در مواجهه با تهدیدات نظام اسلامی و توطئه منافقان و دشمنان که با به شهادت رساندن مقام معظم رهبری‌، فرماندهان و مردم شریف ایران، به‌دنبال تضعیف جامعه اسلامی هستند، عزم راسخ خود را در دفاع از ارزش‌ها و ولایت فقیه نشان داده و ضمن توجه به بیانات رهبری معظم انقلاب،‌ وحدت بین اعضای خانواده را حفظ نموده و همراه با آحاد جامعه برای پشتیبانی از رزمندگان اسلام در تجمعات و صحنه‌های انقلابی حضور یابند.

  1. قویت روحیه شهادت‌طلبی

جنگ رمضان، کلیشه‌های رایج درباره ضعف و نقش انفعالی زنان را به چالش کشید. زنان در این دوره، با پذیرش مسئولیت‌های چندوجهی، از نقش سنتی خود فراتر رفته‌اند. توانایی زنان در سازگاری با شرایط متغیر، مدیریت منابع محدود و حفظ آرامش نسبی در خانواده، بنیان‌های تاب‌آوری روانی-اجتماعی را تقویت کرد. مفهوم شهادت در دوران جنگ رمضان، از یک گزاره دینی به یک آرمان اجتماعی و خانوادگی ارتقا یافت و بسیاری از زنان، شهادت را اوج سعادت و کمال روحی تلقی می‌کنند و در دعاها و نیایش‌های خود، این فضیلت را طلب می‌نمایند. البته این روحیه در زمان دفاع مقدس8 ساله نیز وجود داشت تا بدان‌جا که «زنان بسیاری از امام امت(ره) می‌خواستند که برایشان دعا کنند تا به آرزوی شهادت و فیض عظیم آن نایل آیند» (صحیفه نور، ج9: 342). این روحیه، صرفاً جنبه فردی و محدود ندارد؛ بلکه از طریق الگوسازی و تشویق، به یک گفتمان عمومی تبدیل شده است. این وضعیت، نوعی لبیک به توصیه امام راحل است که فرمودند: «همان طور‌ که مردان باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خود را حراست کنند، زنان هم باید مداخله کنند و جامعه را حفظ نمایند» (راجی و خاتمی ،۱۳۹۷: ۲۸). جنگ رمضان، نمونه‌ برجسته‌ای از توانمندی زنان درحفظ تاب‌آوری خانوادگی و تقویت گفتمان شهادت‌طلبی است. زنان در این دوره، با تلفیقی از صلابت، فداکاری و مدیریت خردمندانه، نقش معماران پایداری خانواده و حاملان اصلی آرمان‌های معنوی جامعه را ایفا ‌می‌نمایند و ریشه شهادت طلبی را در عمق و جان فرزندان خویش به وجود می‌آوردند.

  1. روایت‌گری

حضور زنان در این میدان نشان می‌دهد که بحران، فقط یک چالش نیست، بلکه فرصتی برای رشد، تحول و ظهور قهرمانان واقعی است. درجنگ تحمیلی زنان با نگارش نامه‌های احساسی، با دانش و قلم خود حوادث جنگ را در تاریخ ثبت می‌کنند. طبق روایتی امام علی(ع) فرمود: «جهاد بر سه قسم است، با دست، با زبان و با دل» (نهج البلاغه، 1394: ح375). در دل هر زن، نیرویی وجود دارد که فراتر از کتاب‌های آموزشی و سیستم‌های مدیریتی، مقالات و مطالعات حوزوی و دانشگاهی است‌؛ نیرویی سرشار از عشق و اراده و مهربانی بیکران که آنها را قادر می‌سازد تا در لحظات حساس امیدبخش جامعه و فرمانده غیررسمی بحران باشند. زن پیش از بحران‌، حین آن و پس از آن از قدرتی زندگی‌بخش و سرشار از التیام و بازآفرینی است که در دل هر مصیبت و طوفانی با صدای آرام و استوار خود، داستانی جاودانه از امید و پیروزی می‌نویسند. زنان مسلمان با الگو از حضرت زینب (س) که در مسجد کوفه، مجلس درس تفسیر قرآن و احکام برقرار کرده بود (ابوالفرج الاصفهانی، ۱۴۰۸‌ق‌: 95) در جنگ رمضان نیز زنان با رفتار و کنش اجتماعی و با روایت صحیح و اثربخش از حوادث جنگ، نوعی از تاب‌آوری را به فرزندان خود و نسل‌های آینده انتقال می‌دهند.

  1. صبر و استقامت

 تاریخ اسلام با نام سمیه (س)، مادرعماریاسر، عجین شده است؛ زنی که در راه عقیده و دفاع از توحید، در برابر شکنجه‌های بی‌رحمانه مشرکان ایستاد. او الگویی از «صبر مومنانه» است؛ نوعی از استقامت مبتنی بر باور عمیق و پذیرش آگاهانه رنج در راه هدف والا است. در هر حادثه‌ای از دست‌دادن عزیزان، سخت‌ترین آزمون برای هر انسان است. مادران و همسران شهدا در دوران جنگ، با اقتدا به چنین الگوهایی، توانستند حماسه صبر را در شهادت همسران و فرزندان خود رقم بزنند. این صبر، از فهم عمیق از هدف و ایثار سرچشمه می‌گیرد؛ درکی که شهادت را نه پایان، بلکه قربانی در راه عشق و پیوستن به معبود معنا می‌کند.

نام‌گذاری «مادر» به «امّ» این است مادر اساس و اصل فرزندان در خانواده و پناهگاه فرزندان در زمان حوادث است(مکارم شیرازی، ۱۳۸۸: 101). درجنگ رمضان، همسرانی بودند که برای بازگشت عزیزانشان ثانیه‌شماری می‌کردند؛ خانواده‌های دریابانان ارتش ناو دنا که درحمله متجاوزانه آمریکا و اسرائیل، مظلومانه مورد حمله قرار گرفتند و عزیران‌شان شهید شدند، فقط با صبر مادرانه توانستند از این آزمون الهی سربلند بیرون آیند و سبب فخر زنان مسلمان گردند.

  1. تربیت نسل آینده

مهم‌ترین نقشی که اسلام برعهده زن قرار داده و او می‌تواند زیربنای ساخت یک تمدن نوین اسلامی را تضمین کند، نقش تربیتی است. در واقع نقش مادری، همان تربیت نسل والایی با بهره‌گیری از آداب و دستورات دینی است و یک زن، وقتی مادر می‌شود، در کنار همه مسؤلیت‌هایی که تاکنون در خانه داشته، وظایف مادری را نیز انجام می‌دهد. برخورد مادر با فرزند، اولین محرکی است که زمینه‌های رشد اجتماعی‌ را در کودک ایجاد می‌کند و در دراز مدت آثار روانی خود را در او باقی می‌گذارد (منوریان‌،1397‌: ‌26). امام (ره) نیز تأکید دارند که سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش، انسان درست می‌کند و با تربیت صحیح خودش، کشور را آباد‌می‌کند (امام خمینی ، ج۱۳: ۲۱۹). زن می‌تواند به تربیت نسل متعهد، دین‌دار و موفق به اهداف و کارکردهای ترسیم شده برای یک اجتماع کارآمد کمک کند.

الگوی رفتاری زن در پرورش فرزندان نقش ویژه‌ای در ارتباطات اجتماعی دارد. فرزندان بیشتر از هر کس با مادر در تماس هستند و مفاهیم مذهبی را از او می‌آموزند و او را الگوی خود قرار می‌دهند. مادر باید با فرزند همراه شود و با او در فضاهای علمی و معنوی همچون: مجالس دینی، عزاداری، دیدار با شخصیت‌های علمی و معنوی شرکت کند. مادر است که فرهنگ معرفت و تمدن و ویژگی‌های اخلاقی یک قوم را با جسم و روح و اخلاق و رفتار خود به فرزند خود منتقل می‌کند (احمدی، ۱۳۹۹: ۱۶۳- ۱۸۷). زنان، با کلام دلنشین و نگاه پرامیدشان، فرزندان خود را از گزند ناامیدی مصون می‌دارند و وجه دیگری از تاب‌آوری و امید را در‌کانون خانواده زنده نگه می‌دارند و روحیه‌ای سرشار از اعتماد به آینده را در آنان می‌پرورانند (نوری، ۱۳۸۷: ۱۴۳).

  1. مشارکت اجتماعی و اقتصادی

جنگ تبوک، آینه‌ای تمام‌نما از مشارکت اجتماعی و رفتارهای نوع‌دوستانه زنان در صدر اسلام است. در شرایطی که دشواری راه، دوری مسافت و رویارویی با امپراتوری روم، نیازمند پشتیبانی گسترده بود، زنان مسلمان با ایثاری کم‌نظیر، نقشی حیاتی ایفا کردند. آنان با جمع‌آوری و اهداء تمام دارایی‌های خود، از زیورآلات گرفته تا کمک‌های نقدی، پشتوانه‌ای قوی برای مجاهدان فراهم آوردند و به فرمان رهبر خویش؛ رسول‌الله (ص) لبیک گفتند (ریاحی، 1396: 14). این مشارکت‌ها، گاه چنان از سر اخلاص بود که حتی خانواده‌ها نیز از آن بی‌خبر می‌ماندند و تنها پس از شهادت یا به واسطه دیگران، این ایثارگری‌ها آشکار می‌شد. در دوران دفاع مقدس نیز زنان ایران اسلامی با حضور در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی، اهداء ارثیه و جواهرات، به دفاع از اسلام کمر همت بسته بودند. علاوه بر این، مجالس دعا، نیایش، قرائت قرآن، که توسط زنان با خلوص نیت برگزار می‌شد، روحیه رزمندگان را تقویت کرده و برای شفای جانبازان یاری‌گر بود. در مراکز کمک‌رسانی، زنان با جمع‌آوری و بسته‌بندی کمک‌های مردمی، با سرعتی شگفت‌انگیز، فرماندهان را به تحسین وامی‌داشتند. این مشارکت فعالانه و خالصانه، فراتر از هر پاداش دنیوی است. در جنگ رمضان نیز شاهد هستیم که بانوان فهیم با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، تهیه پوشاک دست‌دوز و بافتنی، و آماده‌سازی مواد خوراکی، قلب مجاهدان عرصه میدان را سرشار از امید به پیروزی و نصرت‌الهی می‌کنند. حضور زنان در صحنه‌های پشتیبانی جبهه امروز؛ حضور در خیابان‌ها،‌ بسته‌بندی مواد غذایی، امدادگری، جمع‌آوری کمک، مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای، و حتی حضور نمادین در تجمعات، نشان‌دهنده نقش فعال و اراده جمعی آنان است. این مشارکت‌ها، نه تنها به جبهه نظامی کمک می‌کند، بلکه به حفظ روحیه خانواده‌ها و کل جامعه یاری می‌رساند(نوری‌، ۱۴۰۸: ۲۰۸). این نوع نقش‌آفرینی، جنگ را از یک درگیری صرفاً نظامی به یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و عاطفی بدل می‌کند و مقاومت را به جریانی پویا و مستمر درجامعه تبدیل می‌نماید.

نتیجه‌گیری

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زنان، با اتکا به مجموعه‌ای از نقش‌ها، ارزش‌ها و راهبردهای رفتاری، نقشی محوری در تقویت و حفظ تاب‌آوری خانواده در مواجهه با شرایط بحرانی جنگ، به‌ویژه جنگ رمضان، ایفا می‌کنند. پایبندی به ولایت‌مداری، انسجام درونی، روحیه ایثار، صبر جمیل و استقامت، به حفظ آرامش خانواده و نقش آفرینی مؤثر آنان در جامعه منجر خواهد شد. روایت‌گری و انتقال ارزش‌ها، بستری را برای حفظ هویت، معنابخشی به تجربیات و تربیت نسلی مقاوم فراهم می‌سازد. توانایی زنان در ایجاد امید و امنیت روانی از طریق اطمینان‌بخشی به امداد الهی و ابراز محبت، نقش مستقیمی در پیشگیری از ناامیدی و حفظ سلامت روان اعضای خانواده دارد. زن در شرایط جنگ، نه تنها یک عضو منفعل؛ بلکه عامل فعال در ایجاد و حفظ تاب‌آوری خانواده است. درک عمیق‌تر این نقش‌ها، به ارتقا جایگاه و درک عمومی از اهمیت نقش زنان در حفظ سلامت و پایداری بنیان خانواده در تمامی شرایط، ضروری است.

  1. منابع و مآخذ

    1. قرآن
    2. نهج البلاغه
    3. ابوالفرج الإصفهانی،علی بن حسین. (۱۴۰۸‌ق). مقاتل الطالبیین. بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات.
    4. احمدی، خدابخش. (۱۳۹۹). مفهوم‌سازی کاربردی صبر‌درشرایط بحرانی. مطالعات اسلامی و روان‌شناسی. سال۴. ش ۲۷.
    5. حسینی، سید جواد. (۱۳۸۱). در جستجوی استناد به حدیث غدیر در کلمات نورانی فاطمه زهرا(س)‌. شماره ۳۸.
    6. خاتمی، محمدرضا؛ راجی، محمدحسین. (۱۳۹۷). صعود چهل‌ساله. مشهد: معاونت تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی.
    7. خمینی، روح‌الله.(1361). صحیفه نور، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
    8. ریاحی، وحید. (۱۳۹۶). مدیریت بحران. تهران: انتشارات آکادمیک.
    9. منوریان، عباس؛ مجتبی امیری؛ سیمین مهری‌کلی. (۱۳۹۷). شناسایی مولفه‌های تاب‌آوری اجتماعی محلات آسیب پذیر و دارای بافت فرسوده در مواجهه با حوادث طبیعی (شهر موردی: تهران). تهران: نشریه مطالعات مدیریت شهری، پیاپی34.
    10. نوری، میرزاحسین. (۱۴۰۸). مستدرک‌الوسائل و مستنبط‌المسائل. بیروت: مؤسسه آل‌البیت(ع).
    11. نوری، نجیب‌الله. (۱۳۸۷). بررسی پایه‌های روان‌شناختی و نشانگان صبر در قرآن. مجله روان‌شناسی و دین. سال اول، شماره۴.
    12. مکارم‌شیرازی، ناصر. (۱۳۸۸). زهرا(س) برترین بانوی جهان. قم: انتشارات سرور.
    13. مصباح یزدی، محمد تقی. (۱۳۹۱). پرسش‌ها و پاسخ‌ها. ج۱. قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

     

  • تاریخ دریافت 20 فروردین 1405
  • تاریخ بازنگری 04 اردیبهشت 1405
  • تاریخ پذیرش 04 اردیبهشت 1405