دو فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی  (زن و خانواده)

دو فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی (زن و خانواده)

نقش زنان در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده در دوران جنگ

نوع مقاله : وِیژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
مدرس ، طلبه سطح ۳ مدرسه علمیه تخصصی آیت الله میرزا یوسف ایروانی رحمت الله علیه،قم و دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامی اراک ایران
10.22034/men.2026.1004
چکیده
چکیده
اقتصاد مقاومتی راهبردی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی جامعه در برابر بحران‌ها تحریم‌ها و جنگ است. یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تحقق این رویکرد، نهاد خانواده است؛ جایی که الگوهای مصرف، شیوه مدیریت منابع و نگرش‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. در این میان، زنان به‌عنوان مدیران بسیاری از امور داخلی خانواده نقش مهمی در ساماندهی اقتصاد خانواده دارند  هدف این پژوهش بررسی نقش زنان در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده در دوران جنگ رمضان است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی_تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای است.یافته‌ها نشان می‌دهد زنان در این دوران با مدیریت مصرف، صرفه‌جویی، تقویت تولیدات خانگی و تربیت اقتصادی فرزندان توانسته‌اند به کاهش فشارهای اقتصادی و حفظ پایداری خانواده کمک کنند. همچنین مدیریت صحیح اقتصادی در خانواده می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کرده و زمینه مقاومت بیشتر خانواده در برابر بحران‌های اقتصادی را فراهم سازد .نتایج پژوهش بیانگر آن است که مدیریت صحیح اقتصادی درخانواده، به‌ویژه هنگامی که زنان محور آن باشند، می‌تواند نقش مهمی در کاهش آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
کلیدواژه‌ها

نقش زنان در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده در دوران جنگ

چکیده تفصیلی

بیان مسئله: اقتصاد مقاومتی به ‌عنوان راهبردی‌جامع برای افزایش تاب‌آوری و پایداری اقتصاد در برابر انواع فشارها؛ از جمله بحران‌های مالی، تحریم‌های اقتصادی و پیامدهای اجتماعی ناشی از جنگ، در سال‌های اخیر مورد توجه گسترده پژوهشگران و برنامه‌ریزان قرارگرفته است. این مفهوم بر استفاده بهینه از منابع موجود، کاهش وابستگی به عوامل بیرونی و تقویت ظرفیت‌های داخلی تأکید دارد. در میان نهادهای اجتماعی، خانواده به‌عنوان کوچک‌ترین اما بنیادی‌ترین واحد جامعه، نقشی تعیین‌کننده درتحقق اصول اقتصاد مقاومتی دارد. خانواده جایی است که الگوهای مصرف، مدیریت منابع، اولویت‌گذاری اقتصادی و حتی نگرش‌های ارزشی نسبت به کار، تولید و پس‌انداز شکل می‌گیرد. بنابراین، بررسی نقش کنشگران اصلی در این نهاد اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند، زیرا رفتارهای اقتصادی خانواده تأثیر مستقیمی برپایداری اقتصادی جامعه دارد و می‌تواند میزان آسیب‌پذیری آن را در برابر بحران‌ها کاهش دهد در این میان، زنان به‌عنوان مدیران اصلی بسیاری از امور داخلی خانواده، مسئولیت سنگینی در ساماندهی اقتصاد خانوار برعهده دارند. آنان علاوه بر نقش‌های سنتی خود در تربیت فرزندان و مدیریت خانه، در شرایط بحران، جنگ و فشارهای اقتصادی به بازیگرانی فعال و اثرگذار تبدیل می‌شوند که با ابتکار، تدبیر و برنامه‌ریزی می‌توانند پایداری خانواده را تضمین کنند. زنان معمولاً با شناخت دقیق از نیازهای واقعی خانواده و توانایی تفکیک نیاز از خواسته، قادرند منابع محدود را به شکلی کارآمد مدیریت کنند. هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش زنان در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده در دوران جنگ رمضان است؛ دورانی که خانواده‌ها با محدودیت منابع، افزایش نیازها و دشواری‌های متعدد اقتصادی مواجه بودند و ناچار بودند برای حفظ بقا و آرامش نسبی، شیوه‌های اقتصادی خلاقانه و سازگار با شرایط جدید اتخاذ کنند.                  

روش تحقیق: روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی_تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای است.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زنان در آن دوره با استفاده از سه رویکرد اساسی توانسته‌اند نقش کلیدی در مدیریت اقتصاد خانواده ایفا کنند. نخست، مدیریت مصرف است؛ به این معنا که زنان با بازنگری در الگوهای مصرفی خانواده، حذف هزینه‌های غیرضروری، جایگزینی کالاهای بومی و ارزان‌تر، و توجه به اولویت‌های حیاتی، فشارهای وارد بر اقتصاد خانواده را کاهش دادند. آنان با ایجاد فرهنگ مصرف صحیح، توانستند میزان اتلاف منابع را به حداقل رسانند. دوم، تقویت تولیدات خانگی است؛ بسیاری از زنان با بهره‌گیری از مهارت‌های خود در حوزه‌هایی مانند خیاطی، پخت‌وپز، صنایع‌دستی و نگهداری مواد غذایی، به تولید بخشی از نیازهای خانواده پرداختند یا حتی با فروش این تولیدات به بهبود درآمد خانوار کمک کردند. سومین محور، تربیت اقتصادی فرزندان است؛ یعنی آموزش صرفه‌جویی، نظم مالی و مشارکت در امور خانه که نه‌تنها موجب همراهی فرزندان در مدیریت اقتصادی خانواده شد، بلکه نسل جدید را برای مواجهه با شرایط دشوار آماده کرد.                

نتیجه: نتایج پژوهش بیانگر آن است که مدیریت صحیح اقتصادی در خانواده، به‌ویژه هنگامی که زنان محور آن باشند، می‌تواند نقش مهمی در کاهش آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی داشته باشد. این نوع مدیریت موجب می‌شود خانواده با اتکا به منابع درونی، خلاقیت و همکاری بین اعضاء در برابر بحران‌های اقتصادی مقاوم‌تر شود و توانایی مقابله با فشارهای بیرونی را پیدا کند. بنابراین، نقش زنان در اقتصاد مقاومتی خانواده نه‌تنها در مقاطع بحرانی تاریخ، بلکه در شرایط عادی نیز می‌تواند الگویی برای بهبود اقتصاد خانوار و در نتیجه تقویت پایداری اجتماعی باشد.                      

نقش زنان در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده در دوران جنگ

مقدمه

اقتصاد و تأمین معیشت از مهم‌ترین مسائل زندگی انسان است و در شرایط بحران‌هایی مانند جنگ و محدودیت‌های اقتصادی، مدیریت صحیح منابع اهمیت بیشتری می‌یابد. در چنین وضعیتی، اقتصاد مقاومتی به‌عنوان الگویی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی جامعه و کاهش آسیب‌پذیری مطرح می‌شود (افشاری، ۱۴۰۳: 36). یکی از عرصه‌های اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی، نهاد خانواده است؛ زیرا الگوهای مصرف، مدیریت مالی و نگرش اقتصادی افراد در خانواده شکل می‌گیرد و به نسل‌های بعد منتقل می‌شود (آذری موفق، ۱۳۹۶: 38).

در این میان، زنان به‌عنوان مدیران امور داخلی خانه نقشی اساسی در تنظیم مصرف، مدیریت هزینه‌ها و تربیت اقتصادی فرزندان دارند. تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که در دوره‌های بحران، زنان با تدبیر توانسته‌اند ثبات اقتصادی خانواده را حفظ کنند (باستان، ۱۳۹۷: 18).

در دوران جنگ رمضان نیز زنان با صرفه‌جویی، مدیریت منابع و تقویت فعالیت‌های اقتصادی خانواده، فشارهای اقتصادی را کاهش داده و به پایداری معیشتی خانواده کمک کردند. ازاین‌رو بررسی نقش آنان در اقتصاد مقاومتی خانواده ضروری است.

الف.مفهوم شناسی

  1. اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی مفهومی است که بر توانمندسازی اقتصاد داخلی، کاهش وابستگی به خارج، تقویت تولید ملی و اصلاح الگوی مصرف تأکید دارد و هدف آن ایجاد اقتصادی پایدار و مقاوم در برابر بحران‌ها و فشارهای خارجی است. در این رویکرد، اصلاح رفتارهای اقتصادی در سطح جامعه و خانواده اهمیت زیادی دارد (حسنی، ۱۳۹۲: 5) .

اقتصاد مقاومتی مجموعه‌ای از سیاست‌ها و راهبردها برای افزایش توان اقتصادی جامعه در برابر بحران‌هاست و بر تقویت تولید داخلی، استفاده بهینه از منابع و کاهش وابستگی اقتصادی تأکید می‌کند (افشاری، ۱۴۰۳: 40).

در آموزه‌های اسلامی نیز بر اعتدال در مصرف و پرهیز از اسراف تأکید شده است؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید:﴿کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا﴾ (اعراف: ۳۱). این اصل می‌تواند از مبانی فرهنگی اقتصاد مقاومتی در جامعه اسلامی باشد.

  1. جایگاه خانواده در اقتصاد مقاومتی

خانواده نخستین محیطی است که در آن رفتارهای اقتصادی افراد شکل می‌گیرد و اعضاء نحوه مصرف، مدیریت منابع و ارزش‌های اقتصادی را می‌آموزند. مدیریت درست منابع مالی، خانواده را در برابر بحران‌های اقتصادی مقاوم‌تر کرده و از انتقال فشارهای اقتصادی به جامعه جلوگیری می‌کند (آذری موفق،۱۳۹6: 38).

در این میان، مدیریت اقتصادی خانواده نقشی اساسی در تنظیم الگوی مصرف و نحوه استفاده از منابع دارد. برنامه‌ریزی و مدیریت صحیح در سطح خانواده می‌تواند بخش مهمی از اهداف اقتصاد مقاومتی را در جامعه محقق سازد (شفیعی مازندرانی، ۱۳۹۳: ۸).

ب.نقش زنان در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده در دوران جنگ رمضان

در بسیاری از خانواده‌ها زنان مسئولیت اصلی مدیریت اقتصادی خانه را بر عهده دارند. مدیریت هزینه‌های روزمره، برنامه‌ریزی مصرف، نگهداری منابع و ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه از مهم‌ترین وظایفی است که معمولاً توسط زنان انجام می‌شود.  

یکی از نقش‌های اساسی آنان اصلاح الگوی مصرف است؛ زنان با مدیریت صحیح خرید و جلوگیری از اسراف می‌توانند منابع مالی خانواده را به‌طور بهینه سامان دهند (شریفی،۱۳۹۰: 9). همچنین زنان درتربیت اقتصادی فرزندان نقش مهمی دارند. آموزش ارزش‌هایی مانند قناعت، صرفه‌جویی و مسئولیت‌پذیری اقتصادی از کودکی می‌تواند نسل آینده را برای مواجهه با چالش‌های اقتصادی آماده سازد (اسحاقی، ۱۳۹۳: ۸).

ج.نقش زنان در شرایط جنگ رمضان   

در شرایط جنگ رمضان، فشارهای اقتصادی بر خانواده‌ها افزایش  و مدیریت منابع اهمیت دارد. زنان با مدیریت صحیح مصرف، کاهش هزینه‌های غیرضروری و استفاده بهینه از منابع، به پایداری اقتصادی خانواده کمک کنند. 

اقدامات مهم: مدیریت هزینه‌های خانوار، حمایت از تولیدات داخلی، کاهش مصرف غیرضروری، مشارکت در تولیدات خانگی. این‌ها اثرات جنگ را کاهش و اقتصاد داخلی را تقویت می‌کند (رزاقی، ۱۳۷۳: ۷).

تجربه دوران دفاع مقدس در ایران نشان می‌دهد که زنان نقش مهمی در حفظ پایداری اقتصادی خانواده و جامعه داشته‌اند. در آن دوران بسیاری از زنان با مدیریت اقتصادی خانواده، تولیدات خانگی، صرفه‌جویی در مصرف و حمایت از جبهه‌ها توانستند بخشی از مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ را کاهش دهند. همچنین آنان با تقویت روحیه مقاومت در خانواده و تربیت نسل مقاوم، در استمرار پایداری اجتماعی نقش مؤثری ایفا کردند (نقی‌پورفر، ۱۳۸۲: ۹).

دربسیاری از خانواده‌ها زنان مسئول اصلی مدیریت اقتصادی خانه هستند و با آگاهی از نیازها و منابع موجود می‌توانند میان درآمد و هزینه تعادل برقرار کنند. در دوران جنگ رمضان که محدودیت‌های اقتصادی بیشتر است، این نقش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

  1. مدیریت مصرف و بودجه خانواده در شرایط جنگ رمضان

یکی از مهم‌ترین وظایف زنان در اقتصاد خانواده، مدیریت مصرف و برنامه‌ریزی هزینه‌هاست. زنان با برنامه‌ریزی برای خریدهای ضروری، جلوگیری از اسراف و استفاده صحیح از مواد غذایی توانستند منابع محدود خانواده را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که نیازهای اساسی تأمین شود. تغییر الگوی مصرف، پرهیز از خریدهای غیرضروری و اولویت‌بندی مخارج از اقداماتی بود که به تعادل نسبی میان درآمد و هزینه کمک می‌کرد (رضاپور،۱۳۹۲: ۱۳۶). همچنین با تقویت فرهنگ صرفه‌جویی درخانواده، هزینه‌های زندگی کاهش می‌یافت. در بسیاری از خانواده‌ها زنان مسئول خرید و تأمین مایحتاج روزانه بودند و با مقایسه قیمت‌ها و انتخاب کالاهای مناسب، از افزایش هزینه‌ها جلوگیری می‌کردند. آنان با خرید به اندازه نیاز و پرهیز از انبار کردن بی‌رویه کالاها، تعادل اقتصادی خانواده را حفظ می‌نمودند. 

در دوران جنگ رمضان که محدودیت‌ها شدیدتر بود، مدیریت دقیق زنان موجب می‌شد منابع اندک به بهترین شکل مصرف شود. این شیوه مدیریت نه‌تنها به پایداری اقتصاد خانواده کمک می‌کرد، بلکه روحیه قناعت و مسئولیت‌پذیری را نیز در میان اعضای خانواده تقویت می‌کرد. زنان با مدیریت صحیح مصرف و برنامه‌ریزی آگاهانه، نقش مهمی در عبور خانواده از شرایط دشوار اقتصادی ایفا کردند (رضاپور، ۱۳۹۲: ۱۳۶).

  1. تقویت تولیدات خانگی در دوران جنگ رمضان

در دوران جنگ رمضان بسیاری از زنان برای کاهش هزینه‌های خانوار به فعالیت‌های تولیدی در خانه روی آوردند. تهیه مواد غذایی خانگی، دوخت‌ودوز و تولید برخی نیازهای خانواده در خانه، ضمن کاهش هزینه‌ها، توان اقتصادی خانواده را افزایش می‌داد و نوعی مشارکت اقتصادی زنان محسوب می‌شد (باستان، ۱۳۹۷: 35).

زنان با بهره‌گیری از مهارت‌های سنتی، بخشی از نیازهای خانواده را در خانه تأمین می‌کردند؛ مانند پخت نان و غذاهای خانگی، تهیه مربا و ترشی، که علاوه بر صرفه‌جویی، کیفیت تغذیه خانواده را نیز بهبود می‌بخشید. تقویت تولیدات خانگی وابستگی خانواده به بازار را کاهش داده و مقاومت آنان را در برابر نوسانات اقتصادی افزایش می‌داد. زنان با مدیریت زمان و استفاده از امکانات محدود، خانه را به فضایی برای تولید و نوعی خودکفایی نسبی تبدیل کردند. این فعالیت‌ها همچنین روحیه همکاری خانوادگی را تقویت کرده و فرزندان را در فرایند تولید مشارکت می‌داد (باستان، 1397 :37).

  1. تربیت اقتصادی فرزندان در شرایط جنگ رمضان

در خانواده، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های زنان تربیت اقتصادی فرزندان است. در دوران جنگ رمضان، مادران تلاش می‌کردند مفاهیمی مانند صرفه‌جویی، قناعت و مسئولیت‌پذیری را به‌صورت عملی به فرزندان آموزش دهند. چون کودکان رفتارهای اقتصادی را از طریق مشاهده می‌آموزند، دقت و صرفه‌جویی مادران الگوی مؤثری برای آنان بود (رضاپور، ۱۳۹۲: ۱۳۶).

مادران با آموزش استفاده به‌اندازه از مواد غذایی و پرهیز از اسراف، نگرش مسئولانه در مصرف را در فرزندان تقویت می‌کردند. همچنین با مشارکت دادن کودکان در کارهایی مانند تهیه غذا یا مراقبت از وسایل، حس همکاری و مسئولیت‌پذیری را در آنان افزایش می‌دادند. این تجربیات باعث می‌شد کودکان ارزش منابع و اهمیت مدیریت صحیح آن‌ها را بهتر درک کنند.تربیت اقتصادی فرزندان در دوران جنگ رمضان نقش مهمی در شکل‌گیری نسلی آگاه و مقاوم داشت. کودکانی که در چنین فضایی رشد می‌کردند، اهمیت صرفه‌جویی، نظم و مدیریت منابع را بهتر درک می‌کردند و این ارزش‌ها در رفتارهای آینده آنان نیز تأثیرگذاربود.

در واقع مادران با آموزش ارزش‌های اقتصادی و اخلاقی توانستند زمینه تربیت نسلی مسئولیت‌پذیر و آگاه را فراهم کنند؛ نسلی که در آینده نیز می‌توانست در مدیریت اقتصادی خانواده و جامعه نقش مؤثری ایفا کند (رضاپور، ۱۳۹۲: ۱۳۶).

  1. آسیب‌های نداشتن مدیریت اقتصاد خانواده

در نبود مدیریت اقتصادی، خانواده با پیامدهایی مانند افزایش فشارهای مالی، بروز اختلافات، کاهش امنیت اقتصادی و ناتوانی در مقابله با بحران‌هایی مانند جنگ رمضان روبه‌رو می‌شود. در چنین شرایطی نبود برنامه‌ریزی می‌تواند مشکلات را تشدید کند.

 اقتصاد خانواده به‌عنوان یک نظام اقتصادی، ضرورت‌هایی دارد که رعایت آن‌ها موجب ثبات مالی می‌شود:

  • ارزش‌گذاری منابع و امکانات: مدیریت صحیح نیازمند استفاده بهینه از منابع است تا امکانات موجود هدر نرود و خانواده بتواند با ظرفیت واقعی خود پیش برود .
  • افزایش درآمد و سرمایه‌های خانواده: رعایت اصول مدیریت مالی موجب صرفه‌جویی و مصرف پایدار می‌شود. خانواده‌های دارای مدیریت اقتصادی، بخشی از درآمد خود را پس‌انداز کرده و در زمان نیاز از آن استفاده می‌کنند. این مدیریت موجب حفظ و حتی افزایش دارایی‌ها می‌شود؛ درحالی‌که نبود برنامه‌ریزی مالی، درآمد را بدون هدف مصرف کرده و خانواده را در بحران‌ها با کمبود منابع روبه‌رو می‌سازد.
  • تقویت نقش مدیریت اقتصاد خانواده: اعمال مدیریت صحیح، تاب‌آوری خانواده در برابر فشارهای اقتصادی را افزایش می‌دهد و آسیب‌پذیری آن را کاهش می‌دهد.
  • کاهش فشار روانی ناشی از مشکلات اقتصادی: نبود مدیریت مالی موجب تنش و فشار روانی شده و می‌تواند بیماری‌های جسمی و روحی به‌ویژه برای والدین ایجاد کند.
  • افزایش سلامت جسمانی، روانی، فکری و اخلاقی اعضای خانواده: مدیریت اقتصاد خانواده باعث می‌شود سبک زندگی خانواده به گونه‌ای تنظیم گردد که سلامت جسمانی، روانی، اخلاقی و اجتماعی اعضای خانواده حفظ شود.
  • افزایش امنیت روانی کودکان: از نتایج مهم مدیریت اقتصادی است؛ زیرا کاهش فشارهای مالی و اجتماعی، آرامش و ثبات بیشتری برای آن‌ها ایجاد می‌کند.
  • مدیریت اقتصادی توان خانواده را در حل مشکلات مالی افزایش می‌دهد و به اعضاء کمک می‌کند در برابر چالش‌های اقتصادی تصمیمات منطقی‌تری بگیرند. خانواده‌ای که اصول مدیریت مالی را رعایت می‌کند، می‌تواند با برنامه‌ریزی و بهره‌گیری درست از منابع، از بحران‌های اقتصادی عبور کند (افشاری، 1403: 15).

نتیجه‌گیری

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که زنان نقش بسیار مهمی در مدیریت اقتصاد مقاومتی خانواده دارند. در دوران جنگ رمضان که جامعه با محدودیت‌های اقتصادی بیشتری روبه‌رو بوده است، این نقش اهمیت بیشتری پیدا کرده است. زنان با مدیریت صحیح مصرف، مشارکت در تولیدات خانگی و تربیت اقتصادی فرزندان توانسته‌اند به کاهش فشارهای اقتصادی و حفظ ثبات خانواده کمک کنند. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقویت آگاهی اقتصادی زنان و توجه به نقش مدیریتی آنان در خانواده می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی در تحقق اقتصاد مقاومتی درسطح جامعه داشته باشد. بنابراین لازم است برنامه‌های آموزشی و فرهنگی مناسبی برای افزایش مهارت‌های اقتصادی زنان و تقویت نقش آنان در مدیریت اقتصاد خانواده طراحی شود.

  1. منابع‌ و مآخذ

    1. قرآن کریم
    2. آذری موفق، مرضیه. (1396). نقش زنان درفرهنگ سازی اقتصاد مقامتی. تهران: نشریه نامه فرهنگ و ارتباطات سال اول. شماره2.
    3. افشاری، محمدحسین، (1403). اصل اساسی مدیریت اقتصاد خانواده(راهنمایی برای خانه‌وارها). تبلیغ و خانواده دوفصلنامه علمی‌تخصصی سال سوم. شماره5.
    4. اسحاقی، حسین. (1393). نقش فرهنگ در مقاوم سازی اقتصاد. قم: مرکز نشر هاجر.
    5. باستان، عبدالعلی. (1397). اقتصاد مقاومتی یا مقاومت اقتصادی نقش زنان در تحقیق اقتصاد مقاومتی، تهران: مجله پیوند. شماره457
    6. رزاقی، ابراهیم. (1373). الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی. تهران: چاپخش.
    7. رضاپور، فاطمه. (1392). نقش زنان خانه‌دار دراقتصاد مقاومتی خانواده. مجله پژوهش های نوین درگستره تاریخ. فرهنگ وتمدن شیعه. پیش‌شماره2.
    8. زهدی، رضا؛ حسنی، فاضیه. (1392). گزیده سخنان رهبر معظم انقلاب درباره: زن و خانواده. تهران: انتشارات اسرار علم.
    9. شریفی، موسی. (1390). آنچه زنان باید بدانند. قم: ناشر فخر دین.
    10. شفیعی مازندرانی، محمد. (1393). رهنمودهای جاودانه. قم: مرکز نشر هاجر.
    11. نقی پور فر، ولی الله. (1382). مجموعه مباحثی از مدیریت در اسلام. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات مدیریت اسلامی.

     

  • تاریخ دریافت 26 فروردین 1405
  • تاریخ بازنگری 02 اردیبهشت 1405
  • تاریخ پذیرش 02 اردیبهشت 1405